www.Shahnameh.com & www.Ferdowsi.org
Iran's "Epic of Kings" composed by Ferdowsi (b.03-Jan-940, d. c1021) has 62 Stories
Google Custom Search

 دستنویس ها: آ آکسفورد س استانبول ب برلین پ پاریس ف فلورانس ق قاهره ل لندن 1276 ل2 لندن 1486 لن لنینگراد لی لیدن و واتیکان
 واژه یاب ویژه: ت.س دكتر توفيق سبحاني، شاهنامه ج.خ دكتر جلال خالقي مطلق، يادداشتها ح.ن حسين نوشين، واژه نامك د.ش داريوش شامبياتي، فرهنگ لغات ف.و فريتس ولف، لغتنامه م.د دكتر محمد دبيرسياقي، شاهنامه م.ز دكتر محمود زنجاني، فرهنگ جامع شاهنامه
آماج   |   روند   |   نسک   |   گفتارها   |   برنامه   |   آگهی   |   هموندان

Languages: P:Pahlavi. Ar:Arabic. Av:Avestayi. En:English. Ge:German
Dialects: Ku:Kurdish
California Saturday 11:00
Deutschland Samstag 20:00
Iran Shanbeh 22:30
Australia Sunday 6:00


daryaaft daastaan
Powered by groups.yahoo.com
You are here: | See also:Pages
  پادشاهي نوذر
  پادشاهي نوذر هفت سال بود
  1 چو سوگ پدر شاه نوذر بداشت - ز كيوان كلاه كيي بر فراشت
  2 به تخت منوچهر بر بار داد - بخواند انجمن را و دينار داد
  3 برين بر نيامد بسي روزگار - كه بيدادگر شد سر شهريار
بانگ ghow   4 ز گيتي برآمد به هر جاي غو - جهان را كهن شد سر از شاه نو
خشمناک tiz ghashtan   5 چو او رسمهای پدر در نوشت - ابا موبدان و ردان تيز گشت
  6 همي مردمي نزد او خوار شد - دلش برده ي گنج و دينار شد
برزگر kadivar   7 كديور يكايك سپاهي شدند - دليران سزاوار شاهي شدند
  8 چو از روي كشور برآمد خروش - جهاني سراسر برآمد به جوش
  9 بترسيد بيدادگر شهريار - فرستاد كس نزد سام سوار
سَکاها، سيستان sagsAr   10 به سگسار مازندران بود سام - فرستاد نوذر بر او پيام
خورشيد hoor   11 خداوند كيوان و بهرام و هور - كه هست آفريننده ي پيل و مور
بودن bavesh   12 نه دشواري از چيز برتر منش - نه آساني از اندك اندر بوش
  13 همه با توانايي او يكيست - اگر هست بسيار و گر اندکيست
آفرين sanA   14 كنون از خداوند خورشيد و ماه - ثنا بر روان منوچهر شاه
  15 ابر سام يل باد چندان درود - كه آيد همي ز ابر باران فرود
  16 مر آن پهلوان جهان ديده را - سرافراز گرد پسنديده را
  17 هميشه دل و هوشش آباد باد - روانش ز هر درد آزاد باد
  18 شناسد مگر پهلوان جهان - سخن ها هم از آشكار و نهان
  19 كه تا شاه مژگان بهم بر نهاد - ز سام نريمان بسي كرد ياد
  20 هميدون مرا پشت گرمي بدوست - كه هم پهلوانست و هم شاه دوست
  21 نگهبان كشور به هنگام شاه - ازويست رخشنده فرخ كلاه
  22 كنون پادشاهي پر آشوب گشت - سخن ها از اندازه اندر گذشت
  23 اگر بر نگيرد وي آن گرز كين - ازين تخت پردخته ماند زمين
نريمان neyram   24 چو نامه بر سام نيرم رسيد - يكي باد سرد از جگر بركشيد
فارسی 27 koos   25 به شبگير هنگام بانگ خروس - برآمد خروشيدن بوق و كوس
ناحيه ای در بلخ gorgsAr   26 يكي لشگري راند از كرگسار - كه درياي سبز اندرو گشت خوار
  27 چو نزديك ايران رسيد آن سپاه - پذيره شدندش بزرگان به راه
دور و دراز deer   28 پياده همه پيش سام دلير - برفتند و گفتند هرگونه دير
سرکش kheereh   29 ز بي دادي نوذر تاجور - كه بر خيره گم كرد راه پدر
خواب ghonoodan   30 جهان گشت، ويران ز کردار اوی - غنوده شد آن بخت بيدار اوي
  31 بگردد همي از ره بخردي - ازو دور شد فره ي ايزدي
  32 چه باشد اگر سام يل پهلوان - نشيند برين تخت روشن روان
  33 جهان گردد آباد با داد او - بَرويست ايران و بنياد او
  34 كه ما بنده باشيم و فرمان كنيم - روان ها به مهرش گروگان كنيم
  35 بديشان چنين گفت سام سوار - كه اين كي پسندد ز من كردگار
  36 كه چون نوذري از نژاد كيان - به تخت كيي بر كمر بر ميان
  37 به شاهي مرا تاج بايد بسود - محالست و اين كس نيارد شنود
دليری zahreh   38 خود اين گفت يارد كس اندر جهان - چنين زهره دارد كس اندر نهان
  39 اگر دختري از منوچهر شاه - بر آن تخت زرين شدي با كلاه
  40 نبودي جز از خاك بالين من - بدو شاد بودي جهانبين من
  41 دلش گر ز راه پدر گشت باز - برين بر نيامد زماني دراز
چرکی آهن zangAr   42 هنوز آهنی نيست، زنگار خـَورد - كه رخشنده دشوار شايدش كرد
  43 من آن ايزدي فره باز آورم - جهان را به مهرش نياز آورم
تازگی nooy   44 شما بر گذشته پشيمان شويد - به نوي ز سر باز پيمان شويد
  45 گر آمرزش كردگار سپهر - نيابيد و از نوذر شاه مهر
  46 بدين گيتي اندر بود خشم شاه - به بر گشتن آتش بود جايگاه
  47 بزرگان ز كرده پشيمان شدند - يكايك ز سر باز پيمان شدند
  48 چو آمد به درگاه سام سوار - پذيره شدش نوذر شهريار
خوش قدم farokhPey   49 به فرخ پي نامور پهلوان - جهان سر به سر شد به نوي جوان
  50 به پوزش مهان پيش نوذر شدند - به جان و به دل ويژه كهتر شدند
  51 برافروخت نوذر ز تخت مهي - نشست اندر آرام، با فرهی
  52 جهان پهلوان پيش نوذر به پاي - پرستنده او بود و هم رهنماي
  53 به نوذر در پندها را گشاد - سخن هاي نيكو بسي كرد ياد
  54 ز گرد فريدون و هوشنگ شاه - همان از منوچهر زيباي گاه
  55 كه گيتي به داد و دهش داشتند - به بيداد بر چشم نگماشتند
  56 دل او ز كژي به داد آوريد - چنان كرد نوذر كه او راي ديد
پاس خاطر Azarm   57 دل مهتران را بدو نرم كرد - همه داد و بنياد آزرم كرد
گروه rameh   58 چو گفته شد از گفتني ها همه - به گردنكشان و به شاه رمه
  59 برون رفت با خلعت نوذري - چه تخت و چه تاج و چه انگشتري
  60 غلامان و اسپان زرين ستام - پر از گوهر سرخ، زرين دو جام
  61 برين نيز بگذشت چندی سپهر ـ نه با نوذر آرام بودش نه مهر
Fa080001NozarP.lbi
Nozar
Part: 01 | 02 | 03 | 04 | 05 | 06 | 07 | 08 | 09 | 10 | 11 | 12 | 13
{English Abstract goes here} {SessionNote goes here}.
.Date, Qty, Ch, Vrs, Title, Persian,
08[690]Nozar’s Legend  - ?? 08001 Nozar ascend to the throne پادشاهي نوذر هفت سال بود
 - ?? 08002 Pashang finds about Manoochehr’s death آگاه شدن پشنگ از مرگ منوچ
 - ?? 08003 Afrasiyab [Afraasiyaab] comes to Iran آمدن افراسياب به ايران زم
 - ?? 08004 Ghobad [Ghobaad] is killed in battle with Barman [Baarmaan] -
 - ?? 08005 Afrasiyab’s another war with Nozar رزم افراسياب با نوذر ديگر
 - ?? 08006 Afrasiyab’s war with Nozar for the third time جنگ نوذر با افراسياب بار
 - ?? 08007 Afrasiyab captures Nozar -
 - ?? 08008 Viseh finds that his son is killed  -
 - ?? 08009 Shamaasaas & Khazarvaan invade Zabolestan -
 - ?? 08010 Zal rescues Mehraab -
 05-Oct-03 28 08011 Afrasiyab kills Nozar كشته شدن نوذر به دست افرا
 12-Oct-03 69 08012 Zal finds about  آگاهي يافتن زال از مرگ نو
 - ?? 08013 Afrasiyab kills his brother Aghriras -
Tt08000NozarP.lbi
powered by FreeFind
آماج   |   روند   |   نسک   |   گفتارها   |   برنامه   |   آگهی   |   هموندان
Shahnameh.com | Ferdowsi.org | Shahnameh.org | Contact
© 1995-2007 Shahnameh Ferdowsi Foundation
Posted 27-Jun-2002 | Revised 30-Dec-2003 -->