www.Shahnameh.com & www.Ferdowsi.org
Iran's "Epic of Kings" composed by Ferdowsi (b.03-Jan-940, d. c1021) has 62 Stories
Google Custom Search

 دستنویس ها: آ آکسفورد س استانبول ب برلین پ پاریس ف فلورانس ق قاهره ل لندن 1276 ل2 لندن 1486 لن لنینگراد لی لیدن و واتیکان
 واژه یاب ویژه: ت.س دكتر توفيق سبحاني، شاهنامه ج.خ دكتر جلال خالقي مطلق، يادداشتها ح.ن حسين نوشين، واژه نامك د.ش داريوش شامبياتي، فرهنگ لغات ف.و فريتس ولف، لغتنامه م.د دكتر محمد دبيرسياقي، شاهنامه م.ز دكتر محمود زنجاني، فرهنگ جامع شاهنامه
آماج   |   روند   |   نسک   |   گفتارها   |   برنامه   |   آگهی   |   هموندان

Languages: P:Pahlavi. Ar:Arabic. Av:Avestayi. En:English. Ge:German
Dialects: Ku:Kurdish
California Saturday 11:00
Deutschland Samstag 20:00
Iran Shanbeh 22:30
Australia Sunday 6:00


daryaaft daastaan
Powered by groups.yahoo.com
You are here: | See also:Pages
   رستم
  خوان سوم جنگ رستم با اژدها
0 0 0 0 0 0   1 ز دشت اندر آمد يكي اژدها  ـ كزو پيل گفتي نيابد رها
0 0 0 0 0 0   2 بدان جايگه بودش آرامگاه  ـ نكردي ز بيمش برو ديو راه
0 0 0 0 0 0   3 بيامد جهانجوی را خفته ديد ـ بر او يكي اسپ آشفته ديد
0 0 0 0 فارسی 1 yaarad   4 پرانديشه شد تا چه آمد پديد  ـ كه يارد بدين جايگاه آرميد
0 0 0 0 0 0   5 نيارست كردن كس آن جا گذر  ـ ز ديوان و پيلان و شيران نر
0 0 0 0 0 0   6 همان نيز كامد نيابد رها  ـ ز چنگ بدانديش نر اژدها
0 0 0 0 0 0   7 سوي رخش رخشنده بنهاد روي  ـ دوان اسپ شد سوي ديهيم جوي
0 0 0 0 فارسی 1 tondar   8 همي كوفت بر خاك رويينه سم  ـ چو تندر خروشيد و افشاند دم
0 0 0 0 0 0   9 تهمتن چو از خواب بيدار شد  ـ سر پر خرد پر ز پيکار شد
0 0 0 0 فارسی 1 dojham   10 به گرد بيابان يكي بنگريد  ـ شد آن اژدهاي دژم ناپديد
0 0 0 0 فارسی 1 khireh   11 ابا رخش بر خيره پيکار کرد ـ از آن كو سر خفته بيدار كرد
0 0 0 0 0 0   12 دگر باره چون شد به خواب اندرون  ـ ز تاريكي آن اژدها شد برون
0 0 0 0 فارسی 1 tag   13 به بالين رستم تگ آورد رخش  ـ همي كند خاك و همي كرد پخش
0 0 0 0 0 0   14 دگر باره بيدار شد خفته مرد  ـ برآشفت و رخسارگان كرد زرد
0 0 0 0 0 0   15 بيابان همه سر به سر بنگريد  ـ به جز تيرگي شب به ديده نديد
0 0 0 0 0 0   16 بدان مهربان رخش بيدار گفت  ـ كه تاريكي شب بخواهي نهفت
0 0 0 0 0 0   17 سرم را همي باز داري ز خواب  ـ به بيداري من گرفتت شتاب
0 0 0 0 0 0   18 گر اين بار سازي چنين رستخيز  ـ سرت را ببرم به شمشير تيز
0 0 0 0 0 0   19 پياده شوم سوي مازندران  ـ كشم ببر و شمشير و گرز گران
0 0 0 0 0 0   20 سيم ره به خواب اندر آمد سرش  ـ ز ببر بيان داشت پوشش برش
0 0 0 0 0 0   21 بغريد باز اژدهاي دژم  ـ همي آتش افروخت گفتي به دم
0 0 0 0 0 0   22 چراگاه بگذاشت رخش آن زمان  ـ نيارست رفتن بر پهلوان
0 0 0 0 0 0   23 دلش ز آن شگفتي به دو نيم بود  ـ كش از رستم و اژدها بيم بود
0 0 0 0 0 0   24 هم از بهر رستم دلش نارميد  ـ چو باد دمان نزد رستم دويد
0 0 0 0 0 0   25 خروشيد و جوشيد و بركند خاك  ـ ز نعلش زمين شد همه چاك چاك
0 0 فارسی 2 dastkash فارسی 1 baareh   26 چو بيدار شد رستم از خواب خوش  ـ برآشفت با باره ي دست كش
0 0 0 0 0 0   27 چنان ساخت روشن جهان آفرين  ـ كه پنهان نكرد اژدها را زمين
0 0 0 0 0 0   28 بر آن تيرگي رستم او را بديد  ـ سبك تيغ تيز از ميان بركشيد
0 0 0 0 0 0   29 بغريد برسان ابر بهار  ـ زمين كرد پرآتش از كارزار
0 0 0 0 0 0   30 بدان اژدها گفت برگوي نام  ـ كزين پس تو گيتي نبيني به كام
0 0 0 0 0 0   31 نبايد كه بي نام بر دست من  ـ روانت برآيد ز تاريك تن
0 0 0 0 0 0   32 چنين گفت دژخيم نر اژدها  ـ كه از چنگ من كس نيابد رها
0 0 0 0 0 0   33 سد اندر سد اين دشت جاي منست  ـ بلند آسمانش هواي منست
0 0 0 0 0 0   34 نيارد گذشتن به سر بر عقاب  ـ ستاره نبيند زمينش به خواب
0 0 0 0 0 0   35 بدو اژدها گفت نام تو چيست  ـ كه زاينده را بر تو بايد گريست
0 0 0 0 فارسی 1 neyram   36 چنين داد پاسخ كه من رستمم  ـ ز دستان و از سام و از نيرمم
0 0 0 0 0 0   37 به تنها يکی کينه ور لشکرم ـ به رخش دلاور زمين بسپرم
0 0 0 0 0 0   38 برآويخت با او به جنگ اژدها  ـ نيامد به فرجام هم زو رها
0 0 0 0 0 0   39 چو زور تن اژدها ديد رخش  ـ كز آن سان برآويخت با تاج بخش
0 0 0 0 0 0   40 بماليد گوش اندر آمد شگفت  ـ بلند اژدها را به دندان گرفت
0 0 0 0 0 0   41 بدريد كتفش به دندان چو شير  ـ برو خيره شد پهلوان دلير
0 0 0 0 0 0   42 بزد تيغ و بنداخت از بر سرش  ـ فروريخت چون رود خون از برش
0 0 0 0 0 0   43 زمين شد به زير تنش ناپديد  ـ يكي چشمه خون از برش بردميد
0 0 0 0 فارسی 1 tizdam   44 چو رستم بر آن اژدهاي دژم  ـ نگه كرد برزد يكي تيز دم
0 0 0 0 0 0   45 بيابان همه زير او بود پاك  ـ روان خون گرم از بر تيره خاك
0 0 0 0 0 0   46 تهمتن ازو در شگفتي بماند  ـ همي پهلوي نام يزدان بخواند
0 0 0 0 0 0   47 به آب اندر آمد سر و تن بشست  ـ جهان جز بزور جهانبان نجست
0 0 0 0 0 0   48 به يزدان چنين گفت كاي دادگر  ـ تو دادي مرا دانش و زور و فر
0 0 0 0 0 0   49 كه پيشم چه شير و چه ديو و چه پيل  ـ بيابان بي آب و درياي نيل
0 0 0 0 0 0   50 بدانديش بسيار و گر اندكيست  ـ چو خشم آورم پيش چشمم يكيست
Fa12a07RostamP.lbi
Rostam
Part: 01 | 02 | 03 | 04 | 05 | 06 | 07 | 08 | 09 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15
{English Abstract goes here} {SessionNote goes here}-
--
powered by FreeFind
آماج   |   روند   |   نسک   |   گفتارها   |   برنامه   |   آگهی   |   هموندان
Shahnameh.com | Ferdowsi.org | Shahnameh.org | Contact
© 1995-2007 Shahnameh Ferdowsi Foundation
Posted 18-Dec-2003 | Revised 18-Dec-2003 -->