www.Shahnameh.com & www.Ferdowsi.org
Iran's "Epic of Kings" composed by Ferdowsi (b.03-Jan-940, d. c1021) has 62 Stories
Google Custom Search
daryaaft daastaan
Powered by groups.yahoo.com

 دستنویس ها: آ آکسفورد س استانبول ب برلین پ پاریس ف فلورانس ق قاهره ل لندن 1276 ل2 لندن 1486 لن لنینگراد لی لیدن و واتیکان
 واژه یاب ویژه: ت.س دكتر توفيق سبحاني، شاهنامه ج.خ دكتر جلال خالقي مطلق، يادداشتها ح.ن ع.حسين نوشين، واژه نامك د.ش داریوش شامبیاتی، فرهنگ لغات
روند   |   نسک   |   گفتارها   |   برنامه
P:Pahlavi, E:English, A:Arabic
California Saturday 10:00
Deutschland Samstag 19:00
Iran Shanbeh 21:30
Australia Sunday 5:00


You are here: | See also:Dip iranMehr- | Chekaameh iranMehr-
   داستان کیخسرو
  اندر زادن کیخسرو
- - جانور درنده dadeh حیوان اهلی daam سياه رنگ ghirgoon   1 شبى قيرگون ماه پنهان شده ـ بخواب اندرون مرغ و دام و دده‏
- - - - - - خویشاوند و وزیر افراسیاب. شاه ختن. پسر ویسه Piraan   2 چنان ديد سالار پيران بخواب ـ كه شمعى بر افروختى ز آفتاب‏
- - - - - - - -   3 سياوش بر شمع تيغى بدست ـ بآواز گفتى نشايد نشست‏
- - - - - - سرانجام farjaam   4 [ كزين خواب نوشين سر آزاد كن ـ ز فرجام گيتى يكى ياد كن‏]
- - - - - - - -   5 كه روز نو آيين و جشنى نوست ـ شب سور آزاده كى‏خسروست‏
- - - - همانند آفتاب، زیبا khorshidfash همسر پیران و مادر جریره Golshahr   6 سپهبد بلرزيد در خواب خوش ـ بجنبيد گلشهر خورشيد فش‏
- - - - - - دختر افراسیاب همسر سیاوش، مادر کیخسرو Farangis   7 بدو گفت پيران كه برخيز و رو ـ خرامنده پيش فرنگيس شو
- - - - - - - -   8 سياوش را ديدم اكنون بخواب ـ درخشان‏تر از بر سپهر آفتاب‏
- - - - - - خوابیدن khospidan   9 كه گفتى مرا چند خسپى مپاى ـ بجشن جهانجوى كى‏خسرو آى‏
- - - - - - - -   10 همى رفت گلشهر تا پيش ماه ـ جدا گشته بود از بر ماه شاه‏
- - - - - - تند sabok   11 بديد و بشادى سبک باز گشت ـ همانگاه گيتى پر آواز گشت‏
- - - - - - - -   12 بيامد بشادى بپيران بگفت ـ كه اينت بآيين خور و ماه جفت‏
- - - - - - - -   13 يكى اندر آى و شگفتى ببين ـ بزرگى و راى جهان آفرين‏
- - تاختن. م.ز taaraaj کلاهخود targ زره joshan   14 تو گويى نشايد مگر تاج را ـ و گر جوشن و ترگ و تاراج را
- - - - - - پیشکش nesaar   15 سپهبد بيامد بر شهريار ـ بسى آفرين كرد و بردش نثار
سر و گردن yaal دو پا shaakh قد و قامت baalaa بزرگ borz   16 بران برز و بالا و آن شاخ و يال ـ تو گويى برو بر گذشتست سال‏
- - - - - - - -   17 ز بهر سياوش دو ديده پر آب ـ همى كرد نفرين بر افراسياب‏
- - - - - - جدا، پاره bogsalad   18 چنين گفت با نامدار انجمن ـ كه گر بگلسد زين سخن جان من‏
- - - - - - دست فرا بردن yaazad   19 نمانم كه يازد بدين شاه چنگ ـ مرا گر سپارد بچنگ نهنگ‏
- - - - ابر، کنایه است از شب تار migh پرتو tigh   20 بدانگه كه بنمود خورشيد تیغ ـ بخواب اندر آمد سر تيره میغ
- - - - - - تازان damaan   21 چو بيدار شد پهلوان سپاه ـ دمان اندر آمد بنزديک شاه‏
- - - - - - خلوت pardakht   22 همى ماند تا جاى پردخت شد ـ بنزديک آن نامور تخت شد
- - - - - - - -   23 بدو گفت خورشيد فش مهترا ـ جهاندار و بيدار و افسونگرا
- - - - دیشب doosh زیاد شدن afzoodan   24 بدر بر يكى بنده بفزود دوش ـ تو گفتى ورا مايه دادست هوش‏
- - - - - - تخت پادشاهی gaah   25 نماند ز خوبى جز از تو بكس ـ تو گويى كه بر گاه شاهست و بس‏
- - - - - - پسر میانین فریدون. مادرش شهرناز Toor   26 اگر تور را روز باز آمدى ـ بديدار چهرش نياز آمدى‏
- - - - - - دلاور gord   27 فريدون گردست گويى بجاى ـ بفرّ و بچهر و بدست و بپاى‏
- - - - - - فروغ fara   28 بر ايوان چنو كس نبيند نگار ـ بدو تازه شد فرّه شهريار
- - - - - - زدودن bepardaaz   29 از انديشه بد بپرداز دل ـ بر افراز تاج و بر افراز دل‏
- - - - - - - -   30 چنان كرد روشن جهان آفرين ـ كزو دور شد جنگ و بيداد و كين‏
- - - - - - آه baad sard   31 روانش ز خون سياوش بدرد ـ بر آورد بر لب يكى باد سرد
- - - - - - - -   32 پشيمان بشد زان كجا كرده بود ـ بگفتار بيهوده آزرده بود
- - - - - - - -   33 بدو گفت من زين نو آمد بسى ـ سخنها شنيدستم از هر كسى‏
- - - - - - - -   34 پر آشوب جنگست زو روزگار ـ همه ياد دارم ز آموزگار
- - - - - - شاه ایران. پدر کاووس. قباد پس از مرگ زو تهماسب، به یاری رستم برتخت نشست Keyghobaad   35 كه از تخمه تور و ز كى‏قباد ـ يكى شاه سر بر زند با نژاد
- - - - - - درود و احترام کردن namaaz [naamaaste]   36 جهان را بمهر وى آيد نياز ـ همه شهر توران برندش نماز
- - - - - - - -   37 كنون بودنى هرچ بايست بود ـ ندارد غم و رنج و انديشه سود
- - - - - - - -   38 مداريدش اندر ميان گروه ـ بنزد شبانان فرستش بكوه‏
- - - - - - - -   39 بدان تا نداند كه من خود كيم ـ بديشان سپرده ز بهر چيم‏
- - - - - - - -   40 نياموزد از كس خرد گر نژاد ـ ز كار گذشته نيايدش ياد
- - - - - - - -   41 بگفت آنچ ياد آمدش زين سخن ـ همه نو شمرد اين سراى كهن‏
- - - - کنایه به دست shast دهان kaam   42 چه سازى كه چاره بدست تو نيست ـ درازست در كام و شست تو نيست‏
- - - - - - - -   43 گر ايدونک بد بينى از روزگار ـ بنيكى همو باشد آموزگار
Fa13a01KhosroP.lbi
Khosro
Part: 01 | 02 | 03 | 04 | 05 | 06 | 07 | 08 | 09 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | 36 | 37 | 38 | 39 | 40 | 41 | 42 | 43 | 44 | 45 | 46 | 47 | 48 | 49
{English Abstract goes here} {SessionNote goes here}
powered by FreeFind
روند   |   نسک   |   گفتارها   |   برنامه
Shahnameh.com | Ferdowsi.org | Shahnameh.org | Contact
© 1995-2007 Shahnameh Ferdowsi Foundation
Posted 27-Jun-2002 | Revised 29-Feb-2008 -->