www.Shahnameh.com & www.Ferdowsi.org
Iran's "Epic of Kings" composed by Ferdowsi (b.03-Jan-940, d. c1021) has 62 Stories
Google Custom Search
daryaaft daastaan
Powered by groups.yahoo.com

 دستنویس ها: آ آکسفورد س استانبول ب برلین پ پاریس ف فلورانس ق قاهره ل لندن 1276 ل2 لندن 1486 لن لنینگراد لی لیدن و واتیکان
 واژه یاب ویژه: ت.س دكتر توفيق سبحاني، شاهنامه ج.خ دكتر جلال خالقي مطلق، يادداشتها ح.ن ع.حسين نوشين، واژه نامك د.ش داریوش شامبیاتی، فرهنگ لغات
روند   |   نسک   |   گفتارها   |   برنامه
P:Pahlavi, E:English, A:Arabic
California Saturday 10:00
Deutschland Samstag 19:00
Iran Shanbeh 21:30
Australia Sunday 5:00


You are here: | See also:Dip iranMehr- | Chekaameh iranMehr-
 آوردن پيران كى‏خسرو را پيش افراسياب‏
- - - - - - - -   1 شب تيره هنگام آرام و خواب ـ كس آمد ز نزديک افراسياب‏
- - - - - - - -   2 بران تيرگى پهلوان را بخواند ـ گذشته سخنها فراوان براند
- - - - - - جدا Gosal   3 كز انديشه ی بـَد همه شب دلم ـ بپيچيد وَ ز غم همى بُـگسَـلـَم‏
- - - - - - - -   4 ازين كودكى كز سياوش رسيد ـ تو گفتى مرا روز شد ناپديد
- - سزاوار andar khordan - - - -   5 نبيره فريدون شبان پرورد ـ ز راى و خرد اين كى اندرخورد
- - - - - - - -   6 ازو گر نوشته بمن بر بديست ـ نشايد گذشتن كه آن ايزديست‏
- - - - - - - -   7 چو كار گذشته نيارد بياد ـ زيَد شاد و ما نيز باشيم شاد
- - - - - - - -   8 و گر هيچ خوى بد آرد پديد ـ بسان پدر سر ببايد بريد
- - - - - - - -   9 بدو گفت پيران كه اى شهريار ـ ترا خود نبايد كس آموزگار
- - - - - - - -   10 يكى كودكى خرد چون بيهشان ـ ز كار گذشته چه دارد نشان‏
- - - - - - - -   11 تو خود اين مينديش و بد را مكوش ـ چه گفت آن خردمند بسيار هوش‏
- - - - - - تربیت کننده parvardgaar   12 كه پروردگار از پدر برترست ـ اگر زاده را مهر با مادرست‏
- - - - - - - -   13 نخستين به پيمان مرا شاد كن ـ ز سوگند شاهان يكى ياد كن‏
- - - - - - - -   14 فريدون بداد و بتخت و كلاه ـ همى داشتى راستى را نگاه‏
- - - - - - - -   15 ز پيران چو بشنيد افراسياب ـ سر مرد جنگى در آمد ز خواب‏
- - - - - - کبود رنگ laajhvard   16 يكى سخت سوگند شاهانه خـَورد ـ بروز سپيد و شب لاژورد
- - حیوان اهلی daam حیوان درنده dad خدا daadaar   17 به دادار كو اين جهان آفريد ـ سپهر و دد و دام و جان آفريد
- - - - - - نفس تند، خشمناک tiz dam   18 كه نايد بدين كودک از من ستم ـ نه هرگز برو بر زنم تيز دم‏
- - - - - - - -   19 زمين را ببوسيد پيران و گفت ـ كه اى دادگر شاه بى‏يار و جفت‏
- - - - - - - -   20 برين بند و سوگند تو ايمنم ـ كنون يافت آرام جان و تنم‏
- - - - - - تازان damaan   21 و زانجا بر خسرو آمد دمان ـ رخى ارغوان و دلى شادمان‏
- - - - - - بزم آرایی soor   22 بدو گفت كز دل خرد دور كن ـ چو رزم آورد پاسخش سور كن‏
- - - - - - - -   23 مرو پيش او جز به ديوانگى ـ مگردان زبان جز به بيگانگى‏
- - - - - - - -   24 مگرد ايچ گونه بگرد خرد ـ يک امروز بر تو مگر بگذرد
- - - - - - - -   25 بسر بر نهادش كلاه كيان ـ ببستش كيانى كمر بر ميان‏
- - - - چابک naghz اسب baareh   26 يكى باره ی گام‏زن خواست نغز ـ برو بر نشست آن گــَو پاک مغز
- - - - - - - -   27 بيامد بدرگاه افراسياب ـ جهانى برو ديده كرده پر آب‏
- - - - - - بانگ برآمدن rovaro   28 رُوارو بر آمد كه بگشاى راه ـ كه آمد نو آيين يكى پيشگاه‏
- - - - - - - -   29 همى رفت پيش اندرون شاه گرد ـ سپهدار پيران وُرا پيش برد
- - - - - - جد niyaa   30 بيامد بنزديک افراسياب ـ نيا را رخ از شرم او شد پر آب‏
- - زیبایی orang کنایه خوش قامت shaakh کتف، شانه، گردن yaal   31 بران خسروى يال و آن چنگ او ـ بدان شاخ و آن فرّ و اورنگ او
- - - - - - - -   32 زمانى نگه كرد و نيكو بديد ـ همى گشت رنگ رخش ناپديد
- - - - - - - -   33 تن پهلوان گشت لرزان چو بيد ـ ز جان جوان پاک بگسست اميد
- - - - - - - -   34 زمانى چنان بود بگشاد چهر ـ زمانه بدلـش اندر آورد مهر
- - - - - - - -   35 بپرسيد كاى نو رسيده جوان ـ چه آگاه دارى ز كار جهان‏
- - - - - - - -   36 بر گوسفندان چه گردى همى ـ زمين را چه گونه سپَردى همى‏
- - - - - - شکار کوهی nakhchir   37 چنين داد پاسخ كه نخچير نيست ـ مرا خود كمان و پر تير نيست‏
- - - - - - خدا amoozgaar   38 بپرسيد بازش ز آموزگار ـ ز نيک و بد و گردش روزگار
- - - - - - قوی پنجه، نیرومند tiz chang   39 بدو گفت جايى كه باشد پلنگ ـ بدرّد دل مردم تيز چنگ‏
- - - - - - - -   40 سه ديگر بپرسيدش از مام و باب ـ ز ايوان و از شهر و ز خورد و خواب‏
- - - - - - جنگی kaarzaari   41 چنين داد پاسخ كه درّنده شير ـ نيارد سگ كارزارى بزير
- - - - - - - -   42 بخنديد خسرو ز گفتار اوى ـ سوى پهلوان سپه كرد روى‏
- - - - - - - -   43 بدو گفت كين دل ندارد بجاى ـ ز سر پرسمش پاسخ آرد ز پاى‏
- - - - - - - -   44 نيايد همانا بد و نيک از وى ـ نه زينسان بود مردم كينه‏جوى‏
- - - - - - - -   45 رو اين را بخوبى بمادر سپار ـ بدست يكى مرد پرهيزگار
- - - - شهری که سیاوش در توران ساخت siyaavooshGerd گسیل، روانه gosi   46 گــُسى كن بسوى سياووش گـِرد ـ مگردان بد آموز را هيچ گرد
- - - - - - - -   47 ز اسپ و پرستنده و بيش و كم ـ بده هرچ ِ بايد ز گنج و درم‏
Fa13a03KhosroP.lbi
Khosro
Part: 01 | 02 | 03 | 04 | 05 | 06 | 07 | 08 | 09 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | 36 | 37 | 38 | 39 | 40 | 41 | 42 | 43 | 44 | 45 | 46 | 47 | 48 | 49
{English Abstract goes here} {SessionNote goes here}
powered by FreeFind
روند   |   نسک   |   گفتارها   |   برنامه
Shahnameh.com | Ferdowsi.org | Shahnameh.org | Contact
© 1995-2007 Shahnameh Ferdowsi Foundation
Posted 27-Jun-2002 | Revised 29-Feb-2008 -->