www.Shahnameh.com & www.Ferdowsi.org
Iran's "Epic of Kings" composed by Ferdowsi (b.03-Jan-940, d. c1021) has 62 Stories
Google Custom Search
daryaaft daastaan
Powered by groups.yahoo.com

 دستنویس ها: آ آکسفورد س استانبول ب برلین پ پاریس ف فلورانس ق قاهره ل لندن 1276 ل2 لندن 1486 لن لنینگراد لی لیدن و واتیکان
 واژه یاب ویژه: ت.س دكتر توفيق سبحاني، شاهنامه ج.خ دكتر جلال خالقي مطلق، يادداشتها ح.ن ع.حسين نوشين، واژه نامك د.ش داریوش شامبیاتی، فرهنگ لغات
روند   |   نسک   |   گفتارها   |   برنامه
P:Pahlavi, E:English, A:Arabic
California Saturday 10:00
Deutschland Samstag 19:00
Iran Shanbeh 21:30
Australia Sunday 5:00


You are here: | See also:Dip Arash | Chekaameh Arash
 - - پنهان کردن گیو و آشکار نساختن نياکان خود
- - - - - - - - - -   1 بسا رنج ها کز جهان ديده‏اند ـ ز بهر بزرگى پسنديده‏اند
پادزهر taryaak - - - - - - - -   2 سرانجام بستر جز از خاک نيست ـ ازو بهره زهرست و ترياک نيست‏
- - - - فرق سر taarak - - اینجا eedar   3 چو دانى که ايدر نمانى دراز ـ به تارک چرا برنهى تاج آز؟
گور maghaak تاکید شاعرانه و واژه بازی sar - - افزون خواهی aaz همان بهتر که hamaan   4 همان آز را زير خاک آورى ـ سرش را سر اندر مَغاک آورى‏
- - - - - - - - - -   5 ترا زين جهان شادمانى بس است ـ کجا رنج تو بهر ديگر کس است‏
- - - - - - - - - -   6 تو رنجى و آسان دگر کس خورد ـ سوى خاک و تابوت تو ننگرد
- - اینجا: غبار هوا نیست. سر به خاک زمین همان تباه شدن است gard - - به پایان رسیدن sar aayad - -   7 برو نيز شادى سر آيد همى ـ سرش زير گرد اندرآيد همى‏
- - - - - - - - روز مرگ rooze gozar   8 ز روز گذر کردن انديشه کن ـ پرستيدن دادگر پيشه کن‏
- - - - - - - - - -   9 بترس از خدا و میازار کس ـ ره رستگارى همين است و بس‏
رهانیدن از گرفتاری paay az gel keshidan - - گمراه شدن dar gomaan shodan - - - -   10 کنون اى خردمند پاکیزه دل ـ مشو در گـُمان پاى برکش ز گل‏
- - فرمانبر bandeh آفریده kardeh تربیت کننده parvardgaar - -   11 ترا کردگارست پروردگار ـ توى بنده و کرده ی کردگار
- - رای دادن daavaree وجود خداوند hastee در اندیشه از آسمان پریدن gardoon zeer andisheh aavardan اگر cho   12 چو گردون به انديشه زير آورى ـ ز هستى مکن پرسش و داوری
- - - - اقرار نکند khastoo nayaayad آنکسی که معترف هستی یزدان نباشد، شایسته خور و خواب نیست. مینوی nashaayad khowr o khaab - -   13 نشايد خور و خواب، با آن نشست ـ که خستو نیاید به يزدان که هست‏
- - - - - - - - نادان koor del   14 دلش کور باشد، سرش بى‏خرد ـ خردمندش از مردُمان نشمرد
اینجا: پستی maghaak - - سرشت manesh - - - -   15 ز هستى نشان ست بر آب و خاک ـ ز دانش، مَـنش را مکن در مَغاک
اینجا: آفریننده negaarandeh - - - - - - - -   16 توانا و دانا و دارنده اوست ـ خرد را و جان را نگارنده اوست‏
اینجا: مردمان anjoman اشاره به افراسیاب که میخواست سر از مردمان برافرازد sar bar aavardan برتری جویی beeshee - - - -   17 چو سالار توران بدل گفت: من ـ به بيشى بر آرم سر از انجمن‏
اینجا: پشتیبان posht - - - - - - - -   18 چنان شاهزاده جوان را بکشت ـ ندانست جز گنج و شمشير پشت‏
برومند beh baar بالنده yaazaan کنایه از کیخسرو که از مادر از پشت افراسیاب است derakht کردگار دانا rowshan kerdgaar اشاره به نسل سیاوش posht oo   19 هم از پشت او روشن کردگار ـ درختى برآورد یازان به بار
- - - - - - - - - -   20 که با او بگفت آنک جز تو کس ست ـ که اندر جهان کردگار او بس است‏
بزرگی و توانایی dastgaah - - - - - - ستاره زحل keyvaan   21 خداوند کيوان و خورشيد و ماه ـ کزويست پيروزى و دستگاه‏
- - - - اینجا: کاستی و نقصان kaastee نابودی neestee اینجا: آفرینش hastee   22 خداوند هستى و هم راستى ـ وُ گر نیستی خواهد و کاستى‏
مسئول agah az daanesh - - - - - - اراده و خواست خدا raay   23 جز از راى و فرمان او راه نيست ـ خور و ماه ازين دانش آگاه نيست‏
- - - - - - - - - -   24 پسر را بفرمود گودرز پير ـ بتوران شدن کار را ناگزير
- - جنگی، خشمگین jheeyaan میان بستن. بستن كمر، آماده نبرد شدن meeyaan bastan پسر گودرز Geev خداوند oo   25 بفرمان او گیو بسته میان ـ بيامد بکردار شير ژيان‏
- - - - - - - - - -   26 همى تاخت تا مرز توران رسيد ـ هر آنکس که ش از راه تنها بديد
- - - - - - - - - -   27 زبان را به ترکى بياراستى ـ ز کیخسرو از وى نشان خواستى‏
- - - - - - - - - -   28 چو گفتى: ندارم ازو آگهى ـ تنش را ز جان زود کردى تهى‏
زیر خاک کردن khak barash reekhtan - - بی درنگ، زود sabok دار زدن aaveekhtan حلقه kham   29 به خمّ کمندش بياويختى ـ سبک از برش خاک بر ريختى‏
- - آگاهی aavaaz همچنین hamaan - - - -   30 بدان تا نداند کسى راز اوی ـ همان نشنود نام و آواز اوی
- - - - - - - - - -   31 يکى را همى برد با خويشتن ـ وُرا رهنمون بود از آن انجمن‏
تا مدتی taa chand gaah - - - - - - - -   32 همى رفت بیدار با او به راه ـ برو راز نگشاد تا چند گاه‏
پنهانی dar nahaan - - - - - - - -   33 بدو گفت روزى که اندر جهان ـ سخن پرسم از تو يکى در نهان‏
کژی، ناراستی kaasti - - دانایی در کار daanesh - - اگر چنانکه gar idoonk   34 گر ایدونک يابم ز تو راستى ـ بشويى به دانش دل از کاستى‏
- - گرامی، عزیز por maayeh - - - - - -   35 ببخشم ترا هرچه خواهى ز من ـ ندارم دريغ از تو پرمایه تن‏
همه چیز را همگان دانند paraagandeh baa har kas - - بسیار bas - - - -   36 چنين داد پاسخ که دانش بس ست ـ وليکن پراگنده با هر کس ست‏
- - - - - - از من بپرسی porseem - -   37 اگر زانک پرسيم و هست آگهى ـ ز پاسخ نيابى زبانم تهى‏
- - - - آشکار کردن bar goshaadan - - - -   38 بدو گفت: کیخسرو اکنون کجاست؟ ـ ببايد به من برگشادَنت راست‏
- - - - - - - - - -   39 چنين داد پاسخ که نشنيده‏ام ـ چنين نام هرگز نپرسيده‏ام‏
- - - - - - - - - -   40 چو پاسخ چنين يافت از رهنمون ـ بزد تيغ و بنداختش سر برون‏
- - Fa13a21KhosroP.lbi
Khosro
Part: 01 | 02 | 03 | 04 | 05 | 06 | 07 | 08 | 09 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | 36 | 37 | 38 | 39 | 40 | 41 | 42 | 43 | 44 | 45 | 46 | 47 | 48 | 49
{English Abstract goes here} Verified 2007-Oct-29
powered by FreeFind
روند   |   نسک   |   گفتارها   |   برنامه
Shahnameh.com | Ferdowsi.org | Shahnameh.org | Contact
© 1995-2007 Shahnameh Ferdowsi Foundation
Posted 27-Jun-2002 | Revised 01-May-2008 -->