www.Shahnameh.com & www.Ferdowsi.org
Iran's "Epic of Kings" composed by Ferdowsi (b.03-Jan-940, d. c1021) has 62 Stories
Google Custom Search
daryaaft daastaan
Powered by groups.yahoo.com

 دستنویس ها: آ آکسفورد س استانبول ب برلین پ پاریس ف فلورانس ق قاهره ل لندن 1276 ل2 لندن 1486 لن لنینگراد لی لیدن و واتیکان
 واژه یاب ویژه: ت.س دكتر توفيق سبحاني، شاهنامه ج.خ دكتر جلال خالقي مطلق، يادداشتها ح.ن ع.حسين نوشين، واژه نامك د.ش داریوش شامبیاتی، فرهنگ لغات
روند   |   نسک   |   گفتارها   |   برنامه
P:Pahlavi, E:English, A:Arabic
California Saturday 10:00
Deutschland Samstag 19:00
Iran Shanbeh 21:30
Australia Sunday 5:00


You are here: | See also:Chekaameh 1 , 2 Schiva
 - - يافتن گیو کیخسرو را
- - - - - - - - پرسه میزد. ج.خ beehoshaan   1 به توران همى رفت چون بیهشان ـ مگر يابد از شاه جايى نشان‏
چرم کمر. ج.خ davaal ساییده م.د، زخمی ج.خ soodeh بر این bareen سپری شد ج.خ bar aamad بر این bareen   2 چُنين تا بر آمد برین هفت سال ـ میان سوده از تيغ و بند ِ دوال‏
- - - - اسب baareh - - - -   3 خورش گور و پوشش هم از چرم ِ گور ـ گيا خوردن ِ باره و آب ِ شور
- - - - - - - - - -   4 همى گشت گرد بيابان و کوه ـ به رنج و به سختى و دور از گروه‏
بیشه معروف ج.خ naamvar bisheh - - - - - - نگران ج.خ por andisheh   5 چنان بُد که روزى پُرانديشه بود ـ به پيش ِ يکى نامور بيشه بود
- - - - - - غمگین، افسرده dojham - -   6 بدان مرغزار اندرآمد دُژم ـ جهان خرّم و مرد را دل به غم‏
- - - - - - - - - -   7 زمين سبز و جویی پُر از آب ديد ـ همه جاى آرامش و خواب ديد
- - نگران ج.خ por andisheh رها کردن ج.خ dar gozaasht - - - -   8 فرود آمد و اسپ را درگذاشت ـ بخفت و همه دل پُرانديشه داشت‏
- - - - - - اشاره به گودز است. گویی گودرز دیو را خواب دیده نه سروش را pahlavaan پ: ماناگ. چنین ماند. گویی ج.خ maanaa   9 همى گفت: مانا که ديو پليد ـ بر ِ پهلوان بود کان خواب ديد
- - - - - - - koshaan اینجا eedar   10 ز کیخسرو ايدر نبينم نشان ـ چه دارم همى خويشتن را کـُشان‏
- - - - - - - - - -   11 کنون گر به رزم اند ياران من ـ به بزم اندرون میگساران من‏
- - - - بخت کاری نشدنی بهره من کرد ج.خ goz bar gonbad - - - -   12 يکى نام جوى و دگر شادروُز ـ مرا بخت بر گنبد آورد گوُز
خمیده کمان ت.س kham kamaan دلخسته ج.خ khamideh ravaan جان ج.خ ravaan بیهوده kheereh بخشیدن، نثارکردن ت.س barfeshaandan   13 همى برفشانم به خیره روان ـ خميده روانم چو خم ِ کمان‏
- - - - - - - - بی گمان قید تاکید نه تردید ج.خ hamaanaa   14 همانا که خسرو ز مادر نزاد ـ وُ گر زاد، دادش زمانه بباد
- - - - چه خوشا ج.خ anoosheh قسمت، نتیجه ت.س bahr - -   15 ز جُستن مرا رنج و سختی ست بهر ـ انوشه کسى کو بميرد به زهر
- - - - خواستار کنان ج.خ konaan khaastaar - - - -   16 سرش پُر ز غم گِرد آن مرغزار ـ همى گشت شه را کـُنان خواستار
- - - - قد و قامت baalaa - - - -   17 يکى چشمه یی ديد تابان ز دور ـ يکى سروْبالا دل آرام پور
- - - - کنایه از گل بر سر خود نهاده بود ج.خ booy o rang - - - -   18 يکى جام پر مى گرفته به چنگ ـ به سر بر زده دسته یی بوی و رنگ‏
- - - - نشان ج.خ raayat - - - -   19 ز بالاى او فرّه ايزدى ـ پديد آمد و رايَت بخردى‏
- - - - - - - beejaadeh پندارى goftee   20 تو گفتى که با طوق بر تخت عاج ـ نشسته ست و بر سر ز بیجاده تاج‏
- - - - زیبایی و زیبندگی ج.خ zeeb - - - -   21 همى بوی مهر آمد از روى او ـ همى زيب تاج آمد از موى او
- - تخت ت.س gaah سَزاوار ت.س darkhor - - پسر گودرز Geev   22 به دل گفت گیو: اين جزاز شاه نيست ـ چُنين چهره جز درخور گاه نيست‏
- - - - - - نزدیک تر شدن ت.س tang andar aamad شتابان، سریع ت.س teez   23 پياده بدو تيز بنهاد روى ـ چو تنگ اندرآمد یل شاه جوى،
- - - - بند رنج ج.خ gereh ranj گشوده شد ج.خ. sost shod - -   24 گره سست شد بر در ِ رنج اوی ـ پديد آمد آن نامور گنج ِ اوی
- - - - به تپش درآمدن ت.س bar damid - - - -   25 چو کیخسرو از چشمه او را بديد ـ بخنديد و شادان دلش بردميد
دلیر ت.س neev بدین گونه ج.خ zin neshaan قید تاکید یعنی هرگز ج.خ khod سرزمین ج.خ marz - -   26 به دل گفت کين گـُرد جز گیو نيست ـ برين مرز خود زين نشان نيو نيست‏
- - - - - - - - - -   27 مرا کرد خواهد همى خواستار ـ به ایران برد تا بُوم شهريار
- - - - - - درود و احترام کردن namaaz [naamaaste] - -   28 بدو گفت گیو: ای گــَو ِ سرفراز ـ خرد را به نام تو آمد نیاز
- - - - - - - - - -   29 بر آنم که پور سياوش توى ـ ز تخم کيانى و با هُش توی
- - - - - - - - - -   30 چُنين داد پاسخ وُرا شهريار ـ که تو گیو ِ گودرزى اى نامدار
- - - - - - سخن گفتن ج.خ daastaan zadan - -   31 بدو گفت گیو: اى سر ِ راستان ـ ز گودرز با تو که زد داستان‏؟
- - - - - - - - - -   32 ز کشواد و گیوت که داد آگهى؟ ـ که با خرّمى بادى و فرّهى
- - - - - - - - - -   33 بدو گفت کیخسرو: اى شير مرد ـ مرا مادر اين از پدر ياد کرد
به بن انجامیدن. به پایان رسیدن ع.د bon وصیت ج.خ andarz. P: handarz - - آشکار کرد ج.خ goshaadan sokhan آگاهی از خواست خداوند ج.خ far yazdaan   34 که از فرّ يزدان گشاد این سَخـُن ـ بدانگه که اندرزش آمد به بُن‏
- - به سیاوش برمیگردد ج.خ sar - - اینجا eedar - -   35 همى گفت با نامور مادرم ـ که ايدر چه آيد ز بد بَر سرم‏
- - - - بدست خواهد آورد ج.خ، فراهم آوردن ت.س be jaay aavarad - - - -   36 سرانجام کیخسرو آيد پديد ـ بجای آورد بندها را کلید
- - پهلوان گشتن به سال و نیروی جوانی ج.خ neev gashtan بر میگردد به کیخسرو ج.خ jahaandaar - - - -   37 بدانگه که گردد جهاندار نيو ـ از ايران بيايد سرافراز گیو
- - - - - - - - - -   38 مر او را سُوى تخت ايران برد ـ بر ِ نامداران و شيران برد
- - تحقق بخشیدن ج.خ be jaay aavarad کینه keen زیر پای سپردن ت.س be paay aavarad - -   39 جهان را به مردى به پاى آورد ـ همان کین ما را به جاى آورد
- - - - - - - - - -   40 بدو گفت گیو: اى سر سرکشان ـ ز فرّ بزرگى چه دارى نشان‏؟
خال سیاه ج.خ noghte-ye ghaar کنایه از تن ج.خ golsetaan - - - - - -   41 نشان سياوش پديدار بود ـ چو بر گلسِتان نقطه ی قار بود
مردم ج.خ anjoman میشناسند ج.خ peydaast - - - - - -   42 تو بگشاى و بنماى بازو به من ـ نشان تو پيداست بر انجمن‏
- - - - - - نشان دادن ت.س benmood nemoodan - -   43 بَرَهنه تن خويش بنمود شاه ـ نگه کرد گیو آن نشان سياه‏
- - - - - - - - - -   44 که ميراث بود از گــَه کیقباد ـ درستى بدان بُد کيان را نژاد
- - نجوا میکرد ج.خ raaz کنایه از اشک ج.خ aab rikhtan - - کرنش کردن ت.س، بر زمین افتاد ج.خ bordash namaaz   45 چو گیو آن نشان ديد بردش نماز ـ همى ريخت آب و همى گفت راز
ستایش آغازیدن ج.خ aafarin barGereft - - - - - - در آغوش beh bar   46 گرفتش به بر شهريار زمين ـ ز شادى برو بر گرفت آفرين‏
رزمخواه ج.خ kineh khaah - - - - - - تخت شاهی gaah   47 از ايران بپرسيد و ز تخت ِ شاه ـ ز گودرز و از رستم کینه خواه
- - - - - - - - - -   48 بدو گفت گیو: اى جهاندار کى ـ سرافراز و بیدار و فرخنده پى‏
- - - - - - - - - -   49 جهاندار ِ داننده ی خوب و زشت ـ مرا گر سپردى سراسر بهشت‏
- - - - رسم و روش ج.خ nehaad همه جای جهان ت.س haft keshvar - -   50 همان هفت کشور به شاهی جهان ـ نـِهاد بزرگان و تاج مِهان
اینجا سرزمین توران ت.س zamee - - - - - - - -   51 نبودى دل من بدين خرّمى ـ که روى تو ديدم به توران زَمى‏
- - - - و یا، ت.س vogar - - - -   52 که داند به گيتى که من زنده‏ام ـ به آبم وُ گر بآتش افگنده‏ام‏
- - - - - - - - - -   53 سیاوخش را زنده گر دیدمی ـ ز تیمار و رنجش نپرسیدمی
- - - - - - - - - -   54 سپاس از جهاندار کین رنج ِ سخت ـ بشادى و خوبى سرآورد بخت‏
- - - - - - - - - -   55 برفتند از آن بيشه هر دو به راه ـ بپرسيد خسرو ز کاوس شاه‏
- - - - اینجا به معنی منزل گزیدن ج.خ gostardan. P.wistarda - - - -   56 وُ زان هفت ساله غم و درد اوی ـ ز گستردن و خواب و از خـَورد اوی
- - - - خداوند ت.س daadaar - - - -   57 همى گفت با شاه گیو آن سخن ـ که دادار گيتى چه افگند بن‏
- - - - آرامش و آسایش ج.خ aaraam o naaz خوردنی ت.س khor - -   58 همان خواب گودرز و رنج دراز ـ خور و پوشش و درد و آرام و ناز
تاب و توان ج.خ paay o par - - دور کردن ج.خ befgand, afgandan کهنسالی ت.س saal که او را، ت.س kesh   59 ز کاوس که ش سال بفگند فر ـ ز درد پسر گشت بى‏پاى و پر
- - - - - - فر و شکوه ج.خ rang o booy دور شد ج.خ paraagandeh shod   60 ز ايران پراگنده شد رنگ و بوی ـ سراسر به ويرانى آورد روى‏
برفروختن. ابرافروخته شدن ت.س barforookht - - - - - - - -   61 دل خسرو از درد بر وی بسوخت ـ بکردار آتش رخش برفروخت‏
- - - - - - - - - -   62 بدو گفت کاکنون ز رنج دراز ـ ترا بر دهد بخت آرام و ناز
- - - - پیش آوردن ج.خ be rooy aavardan - - - -   63 مرا چون پدر باش و با کس مگوى ـ ببين تا زمانه چه آرد به روى‏
- - - - - - - - پسر گودرز Geev   64 شهنشه نشست از بر ِ اسپ ِ گیو ـ همى رفت پيش اندرون گیو ِ نيو
- - - - - - - - - -   65 يکى تيغ هندى گرفته به چنگ ـ هر آنکس که پيش آمدى بى‏درنگ‏
- - - - - - - - - -   66 زدى گیو ِ بیداردل گردنش ـ به زير گِل اندرفگندی تنش‏
- - - - پس از بیان احساسات به خود آمدن ج.خ del o hoosh gerd aamad - - - -   67 به رفتند سوى سياوخش گِرد ـ چو آمد دو تن را دل و هوش گرد
- - - - پنهانی چنین قرار گذاشتند ج.خ nehaani bar nahaadand - - - -   68 فرنگيس را نيز کردند يار ـ نهانى برآن بر نهادند کار
- - در اینجا دشمن ج.خ parkhaashJooy - - - - - -   69 که هر سه به راه اندرآرند روى ـ نهان از دِليران پرخاشجوی
- - - - - - - - - -   70 فرنگيس گفت: ار درنگ آوريم ـ جهان بر دل خويش تنگ آوريم‏
- - - - آهنگ کردن، پرداختن ج.خ yaazidan پرداختن ج.خ saazad, saakhtan - -   71 ازين آگهى يابد افراسياب ـ نسازد به خورد و نیازد به خواب
- - - - - - - - - -   72 بيايد بکردار ديو سپيد ـ دل از جان شيرين شود نااميد
- - اصلا و ابدا aashkaar o nehaan قید است به معنی دیگر ج.خ beesh - - - -   73 يکى را ز ما زنده اندر جهان ـ نبينند بیش آشکار و نِهان‏
- - - - - - کینه ور ج.خ badkhaah - -   74 جهان پر ز بدخواه و پر دشمن ست ـ همه مرز ما جاى آهَرمَن ست‏
- - سرزمین boom - - - - ناخجسته shoom   75 که گر آگهى يابد آن مردِ شوم ـ برانگيزد آتش از آباد بوم‏
- - - - - - اینجا eedar - -   76 يکى مرغزارست ز ايدر نه دور ـ به یک سو ز راه سُواران تور
- - - - - - - - - -   77 یکی جويبارست و آب ِ روان ـ ز دیدار او تازه گردد روان‏
- - - - کنایه به بهزاد اسب سیاوش ج.خ siyaah لگام ج.خ leghaam - -   78 تو با گيو و زين و لغام سياه ـ برو بر سُوى مرغزاران پگاه‏
- - - - وسط آسمان. گاه نیمروز ج.خ tighe gonbad - - - -   79 چو خورشيد بر تيغ گنبد شود ـ در ِ خواب راه سپهبد شود
- - - - - - - - - -   80 گله هرچه هست اندر آن مرغزار ـ به آبشخور آيد سُوى جويبار
- - - - نشان دادن ج.خ benmaay, nemoodan - - - -   81 به بهزاد بنماى زين و لغام ـ چنو رام گردد تو بردار گام‏
- - - - - - - - - -   82 برو نزد او تنگ و بنماى چهر ـ بخوان و برو مال دستت به مهر
- - - - - - - - - -   83 سياوش چو گشت از جهان نااميد ـ برو تيره شد روى روز سپيد
- - - - - - - - - -   84 چُنين گفت شبرنگ بهزاد را ـ که فرمان مبر زين سپس باد را
- - - - - - - - - -   85 همى باش بر کوه و در مرغزار ـ چو کیخسرو آيد ترا خواستار
- - - - جاروب. پاک کردن ج.خ beroob. P:gyag-rob - - - -   86 وُرا بارگی باش و گيتى بکوب ـ ز دشمن به نعلت زمين را بروب‏
Fa13a22KhosroP.lbi CK,VKS
Khosro
Part: 01 | 02 | 03 | 04 | 05 | 06 | 07 | 08 | 09 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | 36 | 37 | 38 | 39 | 40 | 41 | 42 | 43 | 44 | 45 | 46 | 47 | 48 | 49
{English Abstract goes here} VerifedShKh2007Nov14
powered by FreeFind
روند   |   نسک   |   گفتارها   |   برنامه
Shahnameh.com | Ferdowsi.org | Shahnameh.org | Contact
© 1995-2007 Shahnameh Ferdowsi Foundation
Posted 27-Jun-2002 | Revised 01-May-2008 -->