بر تخت شاهى نشانيدن كاووس، خسرو را
چون آن دو شاه از اسپان فرود آمدند، با زبان و روانى پر درود بيآمدند. پس خسرو دست كاووس شاه را ببوسيد و رخسار خود بر تخت او بماليد. آنگاه نياى او دستش را در دست گرفت و با خود به جايگاه نشست خويش ببرد او را بر جاى خويش بنشانْد و از گنجور خواست تا تاج كيانى را بيآورد. پس او را ببوسيد و تاج را بر سرش نهاد و خود از آن تخت نامور پيلسته بر چهار پايه بنشست«2». آنگاه زبرجد و گوهرهاى شاهوار بسيار از گنج خويش براى كى خسرو بشار آورد و آفرين بسيارى بر سياوش بخواند كه چهره خسرو تنها به او ماننده بود. پس از آن، همه بزرگان و توانگران و سران شهر به پيش كى خسرو برفتند و او را به شاهى آفرين خواندند و در و گوهر بسيار بر او افشاندند
Fa13a41KhosroDipP.lbi