دستنویس ها: آ آکسفورد س استانبول ب برلین پ پاریس ف فلورانس ق قاهره ل لندن 1276 ل2 لندن 1486 لن لنینگراد لی لیدن و واتیکان
واژه یاب ویژه: ت.س دكتر توفيق سبحاني، شاهنامه ج.خ دكتر جلال خالقي مطلق، يادداشتها ح.ن ع.حسين نوشين، واژه نامك د.ش داریوش شامبیاتی، فرهنگ لغات
آماج |
نسک |
فهرست گفتار |
تقویم برنامه |
نمودار گردش کار P:Pahlavi, E:English,
A:Arabic
ساعت آغاز برنامه
ساعت به وقت محلی
California Saturday
12:00
Deutschland Samstag
21:00
Iran Shanbeh
23:30
Australia Sunday
5:00
You are here:
| See also:Dip
iranMehr- | Chekaameh
iranMehr-
پادشاهى کیخسرو شست سال بود - - - - - - - - - 1 به پاليز چون برکشد سرو شاخ ـ سر شاخ ِ سبزش برآيد ز کاخ - - - - - - - - - 2 به بالاى او شاد باشد درخت ـ چو بيندْش بينادل و نيک بخت - - - - - - - - - 3 سَزد گر گـُمانى برد بر سه چيز ـ کزين سه گذشتى چه چيزست نيز - - - - - - - - gohar 4 هنر با نژادست و با گوهرست ـ سه چيزست و هر سه به بند اندرست - - - - - - - - - 5 هنر کى بود تا نباشد گهر ـ نژاده بسى ديدهیى بىهنر - na yaazeeedan - - - - - - - 6 گهر آنک از فرّ يزدان بود ـ نیازد به بد دست و بد نشنود - - - - - - - - - 7 نژاد آنک باشد ز تخم پدر ـ سَزد کايد آن تخم پاکي به بر - - - - - - - - - 8 هنر گر بياموزى از هرکسى ـ بکوشى و پيچى ز رنجش بسى - - - - - - - - - 9 ازين هر سه گوهر بود مایه دار ـ که بَر یابد از خِلعت کردگار - - - - - - - - - 10 چو هر سه بيابى، خرد بايدت ـ شناسنده ی نيک وبد بايدت - - - - - - - - - 11 چو اين چار با يک تن آيد بهم ـ برآسايد از آز و از درد و غم - - - - - - - - - 12 مگر مرگ کز مرگ خود چاره نيست ـ وُزو بتـّر از بخت، پتیاره نيست - - - - - - - - - 13 جهانجوى ازين چار بُد بىنیاز ـ همش بخت ِ سازنده بود از فراز Fa13a42KhosroP.lbi CK
پادشاهى كى خسرو شست سال بود
اكنون سخن از گفته باستان آيد، كه خسرو چگونه بر تخت مىنشيند و چگونه سپاهى به توران مىفرستد. اگر از بخشش كردگار سپهر، زندگى و جوانى برايم بماند، از اين نامه نامور باستان، داستانى در گيتى به يادگار گذارم. مگر مرگ، كز مرگ، خود چاره نيست وزو تيزتر نيز پتياره نيست كى خسرو از اين چهار چيز، بىنياز گشت و پروردگار، او را بختى سازنده بداده بود
Fa13a42KhosroDipP.lbi